گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم – اردلان سرفراز
گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
یادمو ازسر بَدر کن چه بَد کردم نکردم
روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنیدم
توی آینهء دیروز کاشکی فردارو میدیدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زیرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد
گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم
عشق اولین توبودی باتومن عشقوشناختم
ای توعشق آخرینم رفتی و دردو شناختم
باتومن عشقو شناختم باتومن زندگی ساختم
ازکسی گلایه ایی نیست اگه باختم بتو باختم
گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
عشقمو از سر بدر کن چه بَد کردم نکردم
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
ترو باز بیادم آورد اگرازعاطفه دَم زد
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
سرنوشتِ من نبوده سرنوشتِی که رقم زد
روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنیدم
توی آینهء دیروز کاشکی فردارو میدیدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زیرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد
گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم
گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
عشقمو از سر بدر کن چه بَد کردم نکردم
اردلان سرفراز
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مهمانی نور
مهمانی نور بنام خدا لایسنس نود ۳۲ پنجره اتاقم را باز کردم، نگاهی به آسمان انداختم، آرامش عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. عمیق تر نگریستم دنیایی از زیبائی را در...دختران ایران!
دختران ایران! به نام خداوندگار گام هایت را آهسته بردار بانوی اصیل. چنان میدرخشی در میان دشت ها، لاله ها واژگونند از آن تو. چنان روییدنی از گام هایت پیداست که...شاعر که باشی
شاعر که باشی سارتر می گفت: هر چقدر که بدانی بیشتر زجر می کشی( به ویژه که بدانی و نتوانی حال آنکه دانستن هم خود اراده ای می خواهد ) .خب...برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عشق (13)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار شهریار (10)
- شهریار (52)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- مولانا (23)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.