تاریخ ارسال : ۱۳ دی ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
عشق لالایی بارون تو شباست – اردلان سرفراز
عشق لالایی بارون تو شباست
نم نمه بارون پشت شیشه هاست
لحظه شبنم و برگ گل یاس
لحظه رهاییه پرنده هاست
تو خود عشقی که همزاد منی
تو سکوت منو فریاد منی
تو خود عشقی که شوق موندنی
غم تلخو گنگ شعرای منی
وقتی دنیا درد بی حرفی داره
تویی که فریاد دردای منی
تو خود عشقی که همزاد منی
تو سکوت منو فریاد منی
دستای تو خورشیدو نشون میدن
چشمای بستمو بیدار می کنن
صدای بال پرنده رو لبات
تو گوشام دوباره تکرار می کنن
زندگی وقتی که بی زاری شده
روزو شبهاش همه تکراری باشه
شاید عشق برای بعضی عاشقا
لحظه بزرگ بیداری باشه
عشق لالایی بارون تو شباست
نم نمه بارون پشت شیشه هاست
لحظه عزیز با تو بودنه
اخرین پناه موندن منه
تو خود عشقی که همزاد منی
تو سکوت منو فریاد منی
اردلان سرفراز
بازدید: 4337 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- مولانا (23)
- شعر سعدی (16)
- شعر (10)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شعر شهریار (11)
- صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شهریار (52)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.