تاریخ ارسال : ۱۳ دی ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
عشق لالایی بارون تو شباست – اردلان سرفراز
عشق لالایی بارون تو شباست
نم نمه بارون پشت شیشه هاست
لحظه شبنم و برگ گل یاس
لحظه رهاییه پرنده هاست
تو خود عشقی که همزاد منی
تو سکوت منو فریاد منی
تو خود عشقی که شوق موندنی
غم تلخو گنگ شعرای منی
وقتی دنیا درد بی حرفی داره
تویی که فریاد دردای منی
تو خود عشقی که همزاد منی
تو سکوت منو فریاد منی
دستای تو خورشیدو نشون میدن
چشمای بستمو بیدار می کنن
صدای بال پرنده رو لبات
تو گوشام دوباره تکرار می کنن
زندگی وقتی که بی زاری شده
روزو شبهاش همه تکراری باشه
شاید عشق برای بعضی عاشقا
لحظه بزرگ بیداری باشه
عشق لالایی بارون تو شباست
نم نمه بارون پشت شیشه هاست
لحظه عزیز با تو بودنه
اخرین پناه موندن منه
تو خود عشقی که همزاد منی
تو سکوت منو فریاد منی
اردلان سرفراز
بازدید: 4690 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار شهریار (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.