تاریخ ارسال : ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه؟ – رهی معیری
ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه؟
فریبانگیز من، با وعدهای شادم کند یا نه؟
خرابم آنچنان، کز باده هم تسکین نمییابم
لبِ گرمی شود پیدا که آبادم کند یا نه؟
صبا از من پیامی ده، به آن صیاد سنگین دل:
که تا گل در چمن باقی است، آزادم کند یا نه؟
من از یاد عزیزان، یک نفس غافل نیم اما
نمیدانم که بعد از من، کسی یادم کند یا نه؟
رهی، از نالهام خون میچکد، اما نمیدانم
که آن بیدادگر، گوشی به فریادم کند یا نه؟
رهی معیری
بازدید: 2210 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- شهریار (52)
- سعدی (25)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر شهریار (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.