تاریخ ارسال : ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
ما به دست یار دادیم اختیار خویش را – همام تبریزی
ما به دست یار دادیم اختیار خویش را
حاصلی زین به ندانستیم کار خویش را
بر امید آن که روزی کار ما گیرد قرار
سال ها کردیم ضایع روزگار خویش را
ریختی خون دلم شکرانه بر جان من است
گر تو برفتراک می بندی شکار خویش را
خاک پایت شد وجودم تا نیابی زحمتی
می نشانم زاب چشم خود غبار خویش را
عکس روی چون نگار خود بین در آینه
تا بدانی قدرت صورت نگار خویش را
هست خاک آستانت سجده گاه اهل دل
سجدهٔ شکری بکن پروردگار خویش را
نیست خالی از خیال روی تو چشم همام
باغبان بی گل نخواهد جویبار خویش را
زندگینامه همام تبریزی ، شاعر دیار آذربایجان را اینجا بخوانید
بازدید: 1474 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سعدی (20)
- شهریار (52)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.