تاریخ ارسال : ۱۶ آبان ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
غزل مجال کمی بود…
دلم به تیغِ تمنّا، گَزیده شد که بمان…
و از نهادِ من آهی دمیده شد که بمان
تو فکرِ رفتن و خون از خرید بک لینک و رپورتاژ گلویِ بلبل ها،
به برگهای بهاری، چکیده شد که بمان
پرندهها همه آرام گریه میکردند،
و ساقههایِ گیاهان، خمیده شد که بمان
نسیمِ خواهشِ من در میانِ موهایت،
به التماس و تقاضا، وزیده شد که بمان
زمانِ پَر زدنت، “ای فسانه!” قصهی من،
دوباره “قصهی رنگِ پریده” شد که بمان
غزل مجالِ کمی بود، حرف های دلم،
قدم قدم زِ تمنّا، قصیده شد که بمان
ولی نماندی و رفتی، وَ کُنجِ سینهی من،
همین کلامِ مُکرّر شنیده شد، که بمان
تو هرچه گفتی و کردی، نشانِ رفتن داشت
و حرفِ من به همینجا کشیده شد، که بمان
بازدید: 190 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شهریار (52)
- شعر وحشی بافقی (8)
- مولانا (23)
- شعر (10)
- شعر شهریار (11)
- عشق (13)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.