تاسیان دل تسکین الله
تاسیان دل تسکین الله
در خلقت انسان مانده ام که چگونه می تواند رنج و غم بسیاری را تحمل کند.
این چه قدرتی است که یک انسان دارد قلبی کوچک و شکننده در بدنی استوار که غم های بزرگی را تحمل می کند، غم های که تو را از پا می اندازد و تو مجبور به ایستادن هستی .
غم عشق، هجران، یا بهتر است بگویم :
تاسیان های که در این زمانه همه ی ما تجربه میکنیم .
تاسیانی مانند: غروب جمعه همان قدر غم انگیز .
واین غم های بزرگ و طاقت فرسا، فقط به دستان کسی آرام می شود و قابل تحمل است و آن پروردگار است .
اوست که درد را تسکین و قلب را به خویش نزدیک و غم و اندوه را از ما انسان ها رها می سازد.
و زندگی دوباره به ما می بخشد.
ولی این انسان است که قدرت خداوند را انکار می کند، نطفه ای در شکم مادرش بوده است و حال خداوند بزرگ مرتبه را انکار می کند .
و سپس در گرفتاری یاد او می کند.
و این لطف پروردگار است که رحمتش را بر بندگانش نبسته است .
نام این داستان کوتاه رو گذاشتم تاسیان دل تسکین الله به دلیل اینکه تاب آوری انسان در برابر رنج و سختی هاست و این خداوند است که نقش اصلی تسکین دهنده را دارد .
تصویر انتخاب شده این است وقتی انسان فکر می کند درد هایش درمان نمی شود این خداوند است که دست بنده اش را می گیرد و قلب شکسته او را ترمیم و درمان می کند .
زینب رمضانی{نور ماه} یا { مروارید قلم}
سال خرید بک لینک نوشته شده این داستان : ۱۴۰۴
تاریخ نوشته شده : شنبه ۲۶/۷/۱۴۰۴
ماه : مهر ماه
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من...آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح...ﮔﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﻗﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺳﻴﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ !
ﺍﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﺧﻴﺲ ، ﺧﻮﺷﻪ ﯼ ﺗﺮ ﺍﯼ ﺳﺎﻗﻪ ﯼ ﺳﺒﺰ ، ﺭﻭﺡ ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﻣﻦ ﺳﻴﻤﻴﻦ ﺗﻨﯽ ﻭ ﺑﻠﻮﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﻴﺐ ﺁﻫﻦ ﻭ ﻧﺎﻥ...باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار شهریار (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سعدی (20)
- سعدی (25)
- شعر شهریار (11)
- اشعار (7)
- شعر (10)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.