تاریخ ارسال : ۲۹ فروردین ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
اگر بلاکش بیداد را به داد رسی – شهریار
اگر بلاکش بیداد را به داد رسی
خدا کند که به سر منزل مراد رسی
سیاهکاری بیداد عرضه دار ای آه
شبان تیره که در بارگاه داد رسی
جهان ز تیرگی شب بشوی چون خورشید
اگر به چشمه نوشین بامداد رسی
سواد خیمه جانان جمال کعبه ماست
سلام ما برسان گر بر آن سواد رسی
به گرد او نرسی جز به همعنانی دل
اگر چه جان من از چابکی به باد رسی
بهشت گمشده آرزو توانی یافت
اگر به صحبت رندان پاکزاد رسی
ورای مدرسه ای شیخ درس حال آموز
بر آن مباش که تنها به اجتهاد رسی
غلام خواجه ام ای باد توتیا خواهم
اگر به تربت آن اوستاد راد رسی
ترا قلمرو دلهاست شهریارا بس
چه حاجتست به کسرا و کیقباد رسی

بازدید: 1634 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سعدی (25)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار (7)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر سعدی (16)
- عبید زاکانی (8)
- صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.