تاریخ ارسال : ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
دیشب نبودی من هراسان گریه کردم – محمد علی رستمی
دیشب نبودی من هراسان گریه کردم
امشب کنارت سهل و آسان گریه کردم
خندیدی امّا در دلت آشفتگی بود
محو نگاهت وه چه نالان گریه کردم
نوری طلعلع می زد از رویای پنهان
من هم برای قهر دوران گریه کردم
گفتی زمستانی شدی در فصل گرما
فرصت شد و بر این و بر آن گریه کردم
ابری رسید امّا کمی باران نیاورد
آتش گرفتم جای باران گریه کردم
گفتی زمانش می رسد بگذار و بگذر
بستم دو چشمم را چو طفلان گریه کردم
کشتار و قتل و غارت دنیا به ما چه ؟!
اینجا به فکر پوچ انسان گریه کردم
اندوه بی پایان تمام ای کاش می شد
می گفتم از شوقت خرامان گریه کردم
شوق « وصالت » شهر را در می نوردید
تا کس نگوید من هراسان گریه کردم
از : محمد علی رستمی (وصال)
بازدید: 1866 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار (7)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- عشق (13)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.