تاریخ ارسال : ۱۰ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
شباب عمر عجب با شتاب می گذرد – شهریار
شباب عمر عجب با شتاب می گذرد
بدین شتاب خدایا شباب می گذرد
شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی
شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد
به چشم خود گذر عمر خویش می بینم
نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد
به روی ماه نیاری حدیث زلف سیاه
که ابر از جلو آفتاب می گذرد
خراب گردش آن چشم جاودان مستم
که دور جام جهان خراب می گذرد
به آب و تاب جوانی چگونه غره شدی
که خود جوانی و این آب و تاب می گذرد
به زیر سنگ لحد استخوان پیکر ما
چو گندمی است که از آسیاب می گذرد
کمان چرخ فلک شهریار در کف کیست
که روزگار چو تیر شهاب می گذرد
استاد شهریار

بازدید: 2337 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
ﮔﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﻗﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺳﻴﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ !
ﺍﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﺧﻴﺲ ، ﺧﻮﺷﻪ ﯼ ﺗﺮ ﺍﯼ ﺳﺎﻗﻪ ﯼ ﺳﺒﺰ ، ﺭﻭﺡ ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﻣﻦ ﺳﻴﻤﻴﻦ ﺗﻨﯽ ﻭ ﺑﻠﻮﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﻴﺐ ﺁﻫﻦ ﻭ ﻧﺎﻥ...باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار (7)
- مولانا (23)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر شهریار (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- شهریار (52)
- بیدل دهلوی (11)
- عشق (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- سعدی (25)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- وحشی بافقی (13)
دیدگاهها بسته شدهاند.