تاریخ ارسال : ۵ مرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
شکسته وارم و دارم دلی درست هنوز – هوشنگ ابتهاج
شکسته وارم و دارم دلی درست هنوز
وفا نگر که دلم پای بست توست هنوز
به هیچ جام دگر نیست حاجتِ ای ساقی
که مستِ مستم از آن جرعه ی نخست هنوز
چنین نشسته به خاکم مبین که در طلبت
سمندِ همت ما چابک است و چست هنوز
به آبِ عشق توان شست پاک دست از جان
چه عاشق است که دست از جهان نشست هنوز
ز کار دیده و دل سایه بر مدار امید
گلی اگرچه ازین اشک و خون نرست هنوز
بازدید: 2270 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار شهریار (10)
- سعدی (25)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عشق (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار (7)
- شعر (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.