تاریخ ارسال : ۱۶ تیر ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
بخت جوان دارد آن که با تو قرینست – سعدی
بخت جوان دارد آن که با تو قرینست
پیر نگردد که در بهشت برینست
دیگر از آن جانبم نماز نباشد
گر تو اشارت کنی که قبله چنینست
آینهای پیش آفتاب نهادست
بر در آن خیمه یا شعاع جبینست
گر همه عالم ز لوح فکر بشویند
عشق نخواهد شدن که نقش نگینست
گوشه گرفتم ز خلق و فایدهای نیست
گوشه چشمت بلای گوشه نشینست
تا نه تصور کنی که بی تو صبوریم
گر نفسی میزنیم بازپسینست
حسن تو هر جا که طبل عشق فروکوفت
بانگ برآمد که غارت دل و دینست
سیم و زرم گو مباش و دنیی و اسباب
روی تو بینم که ملک روی زمینست
عاشق صادق به زخم دوست نمیرد
زهر مذابم بده که ماء معینست
سعدی از این پس که راه پیش تو دانست
گر ره دیگر رود ضلال مبینست
سعدی

بازدید: 1712 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مهمانی نور
مهمانی نور بنام خدا لایسنس نود ۳۲ پنجره اتاقم را باز کردم، نگاهی به آسمان انداختم، آرامش عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. عمیق تر نگریستم دنیایی از زیبائی را در...دختران ایران!
دختران ایران! به نام خداوندگار گام هایت را آهسته بردار بانوی اصیل. چنان میدرخشی در میان دشت ها، لاله ها واژگونند از آن تو. چنان روییدنی از گام هایت پیداست که...شاعر که باشی
شاعر که باشی سارتر می گفت: هر چقدر که بدانی بیشتر زجر می کشی( به ویژه که بدانی و نتوانی حال آنکه دانستن هم خود اراده ای می خواهد ) .خب...برچسب ها
- شعر سعدی (16)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- شهریار (52)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عشق (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
دیدگاهها بسته شدهاند.