تاریخ ارسال : ۱۶ تیر ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
بخت جوان دارد آن که با تو قرینست – سعدی
بخت جوان دارد آن که با تو قرینست
پیر نگردد که در بهشت برینست
دیگر از آن جانبم نماز نباشد
گر تو اشارت کنی که قبله چنینست
آینهای پیش آفتاب نهادست
بر در آن خیمه یا شعاع جبینست
گر همه عالم ز لوح فکر بشویند
عشق نخواهد شدن که نقش نگینست
گوشه گرفتم ز خلق و فایدهای نیست
گوشه چشمت بلای گوشه نشینست
تا نه تصور کنی که بی تو صبوریم
گر نفسی میزنیم بازپسینست
حسن تو هر جا که طبل عشق فروکوفت
بانگ برآمد که غارت دل و دینست
سیم و زرم گو مباش و دنیی و اسباب
روی تو بینم که ملک روی زمینست
عاشق صادق به زخم دوست نمیرد
زهر مذابم بده که ماء معینست
سعدی از این پس که راه پیش تو دانست
گر ره دیگر رود ضلال مبینست
سعدی

بازدید: 1754 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- عشق (13)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.