تاریخ ارسال : ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم – سعدی
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوقست در جدایی و جورست در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نهایم اینت بلعجب
در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم
ما خود نمیرویم دوان در قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتادهاند که ما صید لاغریم
شعر از : سعدی شیرازی
خواننده آواز : استاد محمد رضا شجریان
بازدید: 3265 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- عشق (13)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.