تاریخ ارسال : ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی – وحشی بافقی
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر
چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری
چو به غير همعنان شد چو بلا گران رکابی
همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل
ز ميی که داغ آن می نرود به هيچ بابی
بگذار درس دانش که نهایتی ندارد
ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی
بازدید: 1695 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سعدی (25)
- اشعار (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.