تاریخ ارسال : ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی – وحشی بافقی
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر
چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری
چو به غير همعنان شد چو بلا گران رکابی
همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل
ز ميی که داغ آن می نرود به هيچ بابی
بگذار درس دانش که نهایتی ندارد
ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی
بازدید: 1598 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- شعر شهریار (11)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- سعدی (25)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.