به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸

مشهورترین سروده های مولانا

شعر و ادب

 

ماییم که از باده ی بی‌جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم

مولوی

 

درمن بدمی من زنده شوم
یک جان چه بود، صد جان منی…

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی

 

گر شاخه‌ها دارد تری
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان، تو چیزی دیگری…

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

 

ای در دل من، میل و تمنا، همه ی تو!
وندر سر من، مایه سودا، همه ی تو!

هر چند به روزگار در می‌نگرم
امروز همه ی تویی و فردا همه ی تو

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

 

ﺍﯼ ﺩﻝ ﺍﮔﺮﺕ ﻃﺎﻗﺖ ﻏﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﻭ
ﺁﻭﺍﺭﻩٔ ﻋﺸﻖ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﮐﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﻭ

ﺍﯼ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﯿﺎ ﺍﮔﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ
ﻭﺭ ﻣﯽ‌ﺗﺮﺳﯽ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﻭ

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار مولانا درباره عشق

 

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر
آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

 

هرگز دل عشاق به فرمان کسی نیست

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

نیم بیت های‌ مولانا درباره عشق

ما بر در عشق حلقه کوبان
تو قفل زده، کلید برده

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

 

ان‌چه رفت از عشق
او بر ما مپرس…

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

 

بیچاره‌تر از عاشق بیصبر کجاست
کاین عشق گرفتاری بی‌هیچ دواست

درمان غم عشق نه صبر و نه ریاست
در عشق حقیقی نه وفا و نه جفاست

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا

 

در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق دریاییست قعرش ناپدید

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار مولانا برای پروفایل

 

اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد

ان راکه وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد

جز غـم که هزار آفرین بر غم باد

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار زیبای مولوی

 

اشعار مولوی

بشنو این نی چون شکایت میکند

از جداییها حکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر شخصی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار مولانا در مورد خدا

 

آثار مولانا

ای دوست قبولم کن و جانم بستان

مستم کن و از هردو جهانم بستان

با هرچه دلم قرار گیرد بیتو

آتش به من اندر زن و آنم بستان

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

شعر مولانا در مورد خداوند

 

دیوان مولانا

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی

آنچ از غم هجران تو بر جان من است

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

شعرهای مولانا

 

آنکس که ترا دید و نخندید چو گل

از جان و خرد تهیست مانند دهل

گبر ابدی باشد کو شاد نشد

از دعوت ذوالجلال و دیدار رسل

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار زیبای مولانا

 

بی عشق نشاط و طرب افزون نشود

بی عشق وجود خوب و موزون نشود

صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد

بی جنبش عشق در مکنون نشود

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار عاشقانه مولانا

 

گر شرم همی از ان و این باید داشت

پس عیب کسان زیر زمین باید داشت

ور آینه وار نیک و بد بنمائی

چون آینه روی آهنین باید داشت

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار کوتاه مولانا

 

من پیر فنا بدم جوانم کردی

من مرده بدم ز زندگانم کردی

می ترسیدم که گم شوم در ره تو

اکنون نشوم گم که نشانم کردی

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار عارفانه مولانا

 

یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی

شاگرد که بودی که چنین استادی

خوبی و کرم را چو نکو بنیادی

ای دنیا را ز تو هزار آزادی

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار مولانا

 

از آتش عشق در جهان گرمیها

وز شیر جفاش در وفا نرمیها

زانماه که خورشید از او شرمنده‌ست

بی شرم بود مرد چه بی شرمیها

 

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

اشعار جلال الدین رومی

 

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می‌شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

 

اشعار مولانا درباره عشق و زندگی | شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند

سروده های‌ مولانا

 

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا

کفرش همه ی ایمان شد تا باد چنین بادا

ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد

باز ان سلیمان شد تا باد چنین بادا

یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی

غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا

هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی

نک سرده ی مهمان شد تا باد چنین بادا

زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه

هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا

زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش

عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا

شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد

خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا

 

ارسال دیدگاه




پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک