به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز پنج شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸

شعر پرنده ی منزوی - نیما یوشیج

شعر و ادب

پرنده ی منزوی

به آن پرنده که می خواند غایب از انظار
عتاب کرد شریری فسادجوی به باغ:

چه سود لحن خوش و عیب انزوا که به خلق
پدید نیست تو را آشیان، چو چشم چراغ؟

بگفت: از غرض این را تو عیب می دانی
که بهر حبس من افتاده در درون تو داغ

اگر که عیب من این است: از تو من دورم
برو بجوی ز نزدیکهای خویش، سراغ

شهیرتر ز من آن مرغ تنبل خانه
بلندتر ز همه آشیان جنس کلاغ

لاهیجان
۱۰ فروردین ۱۳۰۹
#نیما_یوشیج

ارسال دیدگاه




پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک