تاریخ ارسال : ۹ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد – وحشی بافقی
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد
که به جان دادن من گریه ی بسیار نکرد
که مرا در نظر آورد که از مایه ی ناز
چین بر ابرو نزد و روی بدیوار نکرد؟
هیچ سنگین دل بی رحم بغیر از تو نبود
که سرود غم من در دل او کار نکرد
روز مردم ز تو “وحشی” گله ها داشت ولی
رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد
وحشی بافقی
بازدید: 1733 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده)
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده) آیا تا کنون به صدای خانهتان گوش دادهاید؟ نه صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی، بلکه صدای واقعی انسانها. آهنگی که فرزندتان زیر لب زمزمه...خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- مولانا (23)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- اشعار (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.