تاریخ ارسال : ۹ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد – وحشی بافقی
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد
که به جان دادن من گریه ی بسیار نکرد
که مرا در نظر آورد که از مایه ی ناز
چین بر ابرو نزد و روی بدیوار نکرد؟
هیچ سنگین دل بی رحم بغیر از تو نبود
که سرود غم من در دل او کار نکرد
روز مردم ز تو “وحشی” گله ها داشت ولی
رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد
وحشی بافقی
بازدید: 1675 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- شعر (10)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- سعدی (25)
- شعر سعدی (16)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- وحشی بافقی (13)
- عشق (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.