صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده)
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده)
آیا تا کنون به صدای خانهتان گوش دادهاید؟ نه صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی، بلکه صدای واقعی انسانها. آهنگی که فرزندتان زیر لب زمزمه میکند، ریتم خندهای که از آشپزخانه بلند میشود، یا آن سکوتِ سنگینی که انگار فریاد میزند.
به عنوان یک والد، یک همسر، یا یک همخانه، قبول دارید که صدای خانه یک فاکتور تجملی نیست بلکه یک شاخص حیاتی است؟ شاید بشود گفت صدای خانه، نبض سلامت روح و روان یک خانواده است. اگر در خانهتان صدای خنده بر بحث و جدل غالب است، قدرش را بدانید. اگر همسرتان زیر لب آواز میخواند، یعنی در امنیت است. اگر کودکتان بیواهمه آهنگ شاد گوش میدهد، یعنی روحش هنوز در پناه آرامش شما نفس میکشد.
اما این صدا چطور ساخته میشود یا از بین میرود؟ درست است که هر انسانی یک دایره شخصی برای خودش دارد و بخش زیادی از خوشبختی و حال او، به اوضاع همین دایره شخصی وابسته است. اما زندگی مشترک یا اجتماعی نیز تاثیر زیادی روی این دایره دارد و جادوی اصلی در آن منطقهای رخ میدهد که این دایرهها با هم تداخل میکنند. اسمش را بگذاریم »فصل مشترک» دایره ها.
«فصل مشترک سالم»
در این منطقه مشترک، صداها یا تبدیل به موسیقی میشوند یا به نویز و پارازیت. برای اینکه صدای این فصل مشترک، آهنگین بماند، چند اصل وجود دارد که شاید ساده به نظر برسند، اما اجرایشان شجاعت میخواهد:
۱٫ عدالت و شفافیت: هیچکس پیشگو نیست. ابهام در وظایف، بمب ساعتی دلخوری است. وقتی وظایف شفاف و عادلانه تقسیم شوند، کسی زیر لب غر نمیزند، چون میداند سهم منصفانهاش چیست.
۲٫ شنیدن فعال: گاهی طرف مقابل نیازی به راهکار ندارد، فقط نیاز دارد دیده و شنیده شود. نیمی از جر و بحثهایی که صدای خانه را زشت میکنند، از شنیده نشدن ساده یک خستگی یا دغدغه میآیند.
۳٫ گذشت فعالانه، نه از روی ضعف: این مهمترین بخش است. در تداخل دایرهها، همیشه همه چیز طبق دی ال بازی برنامه پیش نمیرود. یک روز همسر یا اعضای خانواده، بنا به هر دلیلی از پس وظیفهشان برنمیآیند. اینجا یک انتخاب داریم: جبهه گرفتن و تشر زدن، یا گذشت.
اما گذشتی که از سر عشق و آگاهی باشد، نه ترس. اینکه بدانیم امروز من بار تو را میکشم، نه چون خادم توام، بلکه چون «صدای خانه» را از سکوت تلخ و استیصال مهمتر میدانم.
۴٫ ریشهکن کردن توقع بیجا و تنبلی و خودخواهی: این سه، دشمنان خاموش صدای خانهاند. توقع بیجا یعنی دیدن نقاط اشتراک فقط از پنجره منافع خود. تنبلی یعنی نفرستادن هیزم به آن آتش مشترکی که باید همه را گرم کند. خودخواهی یعنی کَر کردن گوشها در برابر صدای آدمهایی که در همان خانه نفس میکشند.
سخن آخر
صدای خانه را جدی بگیریم. این صدا، موسیقی متن کودکی فرزندان ما و آرامش پیری خود ماست. شاید نتوانیم تمام دنیا را ساکت کنیم، اما میتوانیم در فصل مشترک دایرههایمان، آنقدر شفاف، عادل و بخشنده باشیم که صدای خنده بر هر سکوت سمیای غلبه کند.
بیایید صدای خانههایمان را به آهنگی تبدیل کنیم که ارزش گوش دادن داشته باشد. شاید خانههای دیگر هم این آهنگ را بشنوند و همصدا شوند.
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...معماریِ معنا در ترازِ تئوریِ تلفیق؛ از ساختارگرایی تا شهود
معماریِ معنا در ترازِ تئوریِ تلفیق؛ از ساختارگرایی تا شهود شعر در ساحت معاصر فراتر از یک فرم زبانی یا فوران احساسی یک «سیستم پیچیدهی ادراکی» است ما در دورانی زیست...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- شهریار (52)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سعدی (20)
- مولانا (23)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- سعدی (25)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- اشعار (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.