تاریخ ارسال : ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
عاشقی و آنگهانی نام و ننگ – مولانا
عاشقی و آنگهانی نام و ننگ
او نشاید عشق را ده سنگ سنگ
گر ز هر چیزی بلنگی دور شو
راه دور و سنگلاخ و لنگ لنگ
مرگ اگر مرد است آید پیش من
تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ
من از او جانی برم بی رنگ و بو
او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ
جور و ظلم دوست را بر جان بنه
ور نخواهی پس صلای جنگ جنگ
گر نمی خواهی تراش صیقلش
باش چون آیینه پر زنگ زنگ
دست را بر چشم خود نه گو به چشم
چشم بگشا خیره منگر دنگ دنگ
حضرت مولانا
بازدید: 1595 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- اشعار سعدی (20)
- شعر وحشی بافقی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- مولانا (23)
- عبید زاکانی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- شعر شهریار (11)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.