تاریخ ارسال : ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
دلم تاب و توانش را , به یکباره ز دست داده – مسعود مدهوش
دلم تاب و توانش را , به یکباره ز دست داده
مثال آن نهان شیری , که عشق او را شکست داده
نه پای رفتنی دارد , نه روی ماندنی دارد
چگونه سرکندقلبی , که درد دشمنی دارد
دل آشوب زده اش را , تو صد چندان مکن ای دوست
مگو حرفی و هیچ نقدی , که از او برکنی چون پوست
گذار ما را به حال خود, در این بیشه خفا باشم
بمیرم به ز درد خود , که دائم در جفا باشم
ز آن نعره ی مستانه , همین شعرم بهانه شد
بگویم از غم دوری , که این حرفم ترانه شد
م.مدهوش
بازدید: 1268 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
اون حلقه که تو دستته، حلقه ی دار منه – مسعود مدهوش
اون حلقه که تو دستته، حلقه ی دار منه لبخندی که بهش زدی، مایه ی عار منه من اینجا منتظر ولی، تو پی آغوش اون خسته شدم از هر دوتون، میکشمش...به تو وابسته ام عشقم, دو چشم آذرنگ تو – مسعود مدهوش
به تو وابسته ام عشقم, دو چشم آذرنگ تو به اون صورت مثل ماه , به لبهای قشنگ تو همیشه عاشقت بودم , به اندازه ی یک دنیا به اندازه ی یک...وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست – مسعود مدهوش
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست ذکر لبانش همیشه، حرفا که گفتنی نیست تسبیح و مُهرِ نماز، اگه که واسه دعاست سجاده ی تودستات، قبله ی من همونجاست با اشک...یادی نمی کنی زمن،ای های من ای هوی من – مسعود مدهوش
یادی نمی کنی زمن،ای های من ای هوی من دیوانه ام کردی بدان، ای شهر آشوب خُتن برگرد شبی بر جان ما، بر ما تو مهمانی بده یک جرعه ای از...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- شهریار (52)
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.