تاریخ ارسال : ۲ مهر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست – مسعود مدهوش
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست
ذکر لبانش همیشه، حرفا که گفتنی نیست
تسبیح و مُهرِ نماز، اگه که واسه دعاست
سجاده ی تودستات، قبله ی من همونجاست
با اشک توی چشمام، واست وضو میگیرم
با قلب مهربونم، برای تو میمیرم
من به زبون خودم، عبادتت می کنم
رکوع،سجود و دعا ، به قامتت میکنم.
م.مدهوش
بازدید: 1392 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سعدی (20)
- وحشی بافقی (13)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار (7)
- مولانا (23)
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- سعدی (25)
- شعر سعدی (16)
- صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.