تاریخ ارسال : ۲ مهر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست – مسعود مدهوش
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست
ذکر لبانش همیشه، حرفا که گفتنی نیست
تسبیح و مُهرِ نماز، اگه که واسه دعاست
سجاده ی تودستات، قبله ی من همونجاست
با اشک توی چشمام، واست وضو میگیرم
با قلب مهربونم، برای تو میمیرم
من به زبون خودم، عبادتت می کنم
رکوع،سجود و دعا ، به قامتت میکنم.
م.مدهوش
بازدید: 1363 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- اشعار سعدی (20)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- شعر شهریار (11)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
دیدگاهها بسته شدهاند.