تاریخ ارسال : ۲ مهر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست – مسعود مدهوش
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست
ذکر لبانش همیشه، حرفا که گفتنی نیست
تسبیح و مُهرِ نماز، اگه که واسه دعاست
سجاده ی تودستات، قبله ی من همونجاست
با اشک توی چشمام، واست وضو میگیرم
با قلب مهربونم، برای تو میمیرم
من به زبون خودم، عبادتت می کنم
رکوع،سجود و دعا ، به قامتت میکنم.
م.مدهوش
بازدید: 1378 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- عشق (13)
- شعر (10)
- شهریار (52)
- اشعار (7)
- عبید زاکانی (8)
- وحشی بافقی (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.