تاریخ ارسال : ۲ مهر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست – مسعود مدهوش
وقت نماز عاشق، قبله که دیدنی نیست
ذکر لبانش همیشه، حرفا که گفتنی نیست
تسبیح و مُهرِ نماز، اگه که واسه دعاست
سجاده ی تودستات، قبله ی من همونجاست
با اشک توی چشمام، واست وضو میگیرم
با قلب مهربونم، برای تو میمیرم
من به زبون خودم، عبادتت می کنم
رکوع،سجود و دعا ، به قامتت میکنم.
م.مدهوش
بازدید: 1329 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار سعدی (20)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر سعدی (16)
- شعر شهریار (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- بیدل دهلوی (11)
- مولانا (23)
دیدگاهها بسته شدهاند.