تاریخ ارسال : ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
خــــرم آن روز کـــــز ایـــن منـــزل ویــــران بـــــروم – حافظ شیرازی
خــــرم آن روز کـــــز ایـــن منـــزل ویــــران بـــــروم
راحت جان طلبـــــم و از پــــی جـــانان بــــروم
گـــر چــه دانم کــه بــه جایی نبـرد راه غریب
مـن به بوی ســـر آن زلف پریشان بـــروم
دلــم از وحشت زندان سکـندر بگـــرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بـیطاقت
بـــه هـــــواداری آن سرو خرامان بـــروم
در ره او چــــو قلـم گـــر به سرم باید رفت
بـا دل زخـــم کـــش و دیـــده گــــریان بــروم
نـــذر کـــردم گــــر از این غـــم به درآیــم روزی
تا در میکـــده شـــادان و غــــزل خــــوان بـــــروم
حافظ شیرازی
بازدید: 1148 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- شهریار (52)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار شهریار (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- عبید زاکانی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- سعدی (25)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.