تاریخ ارسال : ۱۵ آبان ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
سر به سر از لطف جانی ساقیا – فخرالدین عراقی
سر به سر از لطف جانی ساقیا
خوشتر از جان چیست؟ آنی ساقیا
میل جانها جمله سوی روی توست
رو، که شیرین دلستانی ساقیا
زان به چشم من درآیی هر زمان
کز صفا آب روانی ساقیا
از می عشق ار چه سرمستی، مکن
با حریفان سرگرانی ساقیا
وعدهای میده، اگر چه کج بود
کز بهانه در گمانی ساقیا
بر لب خود بوسه ده، آنگه ببین
ذوق آب زندگانی ساقیا
از لطافت در نیابد کس تو را
زان یقینم شد که جانی ساقیا
گوش جانها پر گهر شد، زانکه تو
از سخن در میچکانی ساقیا
در دل و چشمم ز حسن و لطف خویش
آشکارا و نهانی ساقیا
نیست در عالم عراقی را دمی
بر لب تو کامرانی ساقیا
شعر از فخرالدین عراقی
بازدید: 1460 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- اشعار شهریار (10)
- عشق (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عبید زاکانی (8)
- شعر (10)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.