برشو ای رایت روز از در شرق – ملک الشعرای بهار
برشو ای رایت روز از در شرق
بشکف ای غنچهٔ صبح از بر کوه
دهر را تاج زر آویز به فرق
کامدم زین شب مظلم بهستوه
ای شب موحش انده گستر
اندک احسان و فراوان ستمی
مطلع یأس و هراسی تو مگر
سحر حشر و غروب عدمی
تو شنیدی که منم برخی شب
آری اما نه چنان ابراندود
بیفروغ مه و نور کوکب
چون یکی زنگی انگشتآلود
ماه چون بیوهزنان پوشیده
به حجاب سیه اندر، همه تن
سخت پوشیده جمال از دیده
تا ندانندکه پیرست آن زن
نجم ناهید نهان ساخته رو
در پس ابر عبوس غمگین
مردم چشم من اندر پی او
چون کسی کش به چه افتاده نگین
مانده ازکار درین ظلمت عام
به فلک برقلم تیرِ دبیر
زانکه بر جای مرکب ز غمام
دهر پرکرده دواتش از قیر
مشتری بسته درین ابر سیاه
سیه چهره از بیم فرجامی
واندر امواج بخار جانکاه
گم شده شعشعهٔ بهرامی
عاشقم من به شبی مینایی
خوش و لیلیوش و هندیهعذار
نه یکی وحشی افریقایی
زشت و آشفته و مجنون کردار
#ملک_الشعرای_بهار .
چهار پاره ها
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
گهواره پر تلاطم
این جهان برایم گهوارهای پر تلاطم بود تجربیات تلخ و شیرین داشتم، اما همه چون رؤیا گذشت به خاطر دارم شهری را که در خواب دیدم، با مردمان بیشمار ولی خرید...مجموعهای از اشعار کوتاه
سلام و وقت بخیر در ادامه، چند شعر کوتاه از زانا کوردستانی را میخوانیم: (۱)کلاغها به مزرعه بازگشتنددر غروبی تیره و تار،بر سر و شانههای مترسک نشستهاندبیاعتنا به فریاد اعتراضآمیز کشاورز.آنها...ماجرای حسین
عرش الهی در غم حسین (ع) ماتمزده است و زمین در عزای او اشک میریزد. قلب زمین از ندای «هل من ناصر ینصرنی» او شکست و آسمان وفایی بهتر از وفای...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- شهریار (52)
- صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- شعر (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.