تاریخ ارسال : ۱۲ آذر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
از محبت نيست، گر با غير، آن بدخو نشست – رهی معیری
از محبت نيست، گر با غير، آن بدخو نشست
تا مرا از رشک سوزد، در کنار او نشست
اي که پس از هلاک من، پاي نهي به خاک من
از دل خاک بشنوي، ناله دردناک من
نفسي يار من زار نگشتي و گذشت
مردم و بر سر خاکم نگذشتي و گذشت
از نگاهي، مي نشيند بر دل نازک غبار
خاطر آئينه را، آهي مکدر ميکند!
خموش باش، گرت پند ميدهد عاقل
جواب مردم ديوانه را، نبايد داد!
محبت، آتشي کاشانه سوز است
دهد گرمي، وليکن خانه سوز است
نيايدم گله از خوي اين و آن کردن
گر فلک نشناخت قدر ما، رهي عيبش مکن
لاله روئي نيست تا در پاي او سوزم، رهي
ورنه، جاي دل درون سينه من آتشي است
خيال روي ترا، ميبرم به خانه خويش
چو بلبلي، که برد بآشيانه خويش
بازدید: 1218 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- شعر سعدی (16)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- اشعار سعدی (20)
- مولانا (23)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.