زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید – محتشم کاشانی
زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید کوثر و خلد من این است عذابم مکنید چشم افسونگرش از کشتن من کی گذرد بر من افسانه مخوانید و بخوابم مکنید مدعی...من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیدا – محتشم کاشانی
محتشم کاشانی من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیدا شکاری کردهام گم جان شکاری کردهام پیدا زلیخا طلعتی را راندهام از شهر بند دل به مصر دلبری یوسف عذاری کردهام پیدا...باز این چه شورش است که در خلق عالم است – محتشم کاشانی
محتشم کاشانی باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین...بعد هزار انتظار این فلک بی وفا – محتشم کاشانی
محتشم کاشانی بعد هزار انتظار این فلک بی وفا شهد وصالم چشاند زهر فراق از قفا وه که ز کین میکند هر بدو روزم سپهر با تو به زحمت قرین وز...آنچه هر شب بگذرد از چرخ ، فریاد من است – محتشم کاشانی
آنچه هر شب بگذرد از چرخ ، فریاد من است وآنچه آن مَه را به خاطر نگذرد یاد من است آنچه بر من کارها را سخت میسازد مدام بیثباتیهای صبرِ سست...برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- سعدی (25)
- وحشی بافقی (13)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- عشق (13)
- عبید زاکانی (8)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- اشعار شهریار (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)