تاریخ ارسال : ۲ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
باز این چه شورش است که در خلق عالم است – محتشم کاشانی
محتشم کاشانی
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
بازدید: 1643 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- شعر (10)
- شهریار (52)
- اشعار (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.