یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم – شهریار
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین...گرچه دوری میکنم بی صبر و آرامم هنوز – وحشی بافقی
گرچه دوری میکنم بی صبر و آرامم هنوز مینمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز باورش می آید از من دعوی وارستگی خود نمیداند که چون آورده در دامم هنوز اول عشق...ای با تو در آمیخته چون جان تنم امشب – سیمین بهبهانی
سیمین بهبهانی : ای با تو در آمیخته چون جان تنم امشب! لعلت گل مرجان زده بر گردنم امشب مریم صفت از فیض تو ــ ای نخل برومند! آبستن رسوایی فردا...برچسب ها
- اشعار سعدی (20)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سعدی (16)
- شعر شهریار (11)
- شهریار (52)