آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی – شهریار
آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی ای عجب از این طرفها هم گذاری داشتی راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز یا که شاید با دل تنگم...اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود – شهریار
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود دیگر...اشعاری از بیژن ارژنگ
شاید به پر کبوتری بنویسد یا بر تنه ی صنوبری بنویسد شاید که هزار سال دیگر, مردی شعری از من به دفتری بنویسد +++++++++++++++++++++++++ با رفتن تو, به زندگی کردم پشت...شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی – شهریار
شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی سحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی هنوزم از شبستان وفا بوی عبیر آید که چون شمع عبیرآگین شبی با من...دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی – شهریار
دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی به شوخی می برند از من سیه چشمان شیرازی من آن پیرم که شیران را به بازی برنمیگیرم تو آهووش چنان شوخی که...نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت – شهریار
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اما چقدر آخر تحمل بلکه...پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند – شهریار
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند بلبلی در سینه مینالد هنوزم...بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم – سیمین بهبهانی
سیمین بهبهانی : بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم کامم اکنون که برآمد بنشین تا بنشینم پاک و رسوا همه را عشق به یک شعله بسوزد تو که...ماهم که هاله یی به رخ از دود آهش است – شهریار
ماهم که هاله یی به رخ از دود آهش است دایم گرفته چون دل من روی ماهش است دیگر نگاه ، وصف بهاری نمی کند شرح خزانِ دل به زبان...برچسب ها
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- سعدی (25)
- شعر شهریار (11)
- اشعار شهریار (10)
- شعر سعدی (16)
- عشق (13)