تاریخ ارسال : ۱۹ اسفند ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی – وحشی بافقی
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر
چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری
چو به غير همعنان شد چو بلا گران رکابی
همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل
ز ميی که داغ آن می نرود به هيچ بابی
بگذار درس دانش که نهایتی ندارد
ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی
بازدید: 1597 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر وحشی بافقی (8)
- مولانا (23)
- شعر (10)
- اشعار (7)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- عشق (13)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.