تاریخ ارسال : ۲۶ دی ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت – اقبال لاهوری
رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت
سخن از تاب و تب شعله به خس نتوان گفت
تو مرا ذوق بیان دادی و گفتی که بگوی
هست در سینه من آنچه به کس نتوان گفت
از نهانخانه دل خوش غزلی می خیزد
سر شاخی همه گویم به قفس نتوان گفت
شوق اگر زنده ی جاوید نباشد عجب است
که حدیث تو در این یک دو نفس نتوان گفت

بازدید: 3675 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مهمانی نور
مهمانی نور بنام خدا لایسنس نود ۳۲ پنجره اتاقم را باز کردم، نگاهی به آسمان انداختم، آرامش عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. عمیق تر نگریستم دنیایی از زیبائی را در...دختران ایران!
دختران ایران! به نام خداوندگار گام هایت را آهسته بردار بانوی اصیل. چنان میدرخشی در میان دشت ها، لاله ها واژگونند از آن تو. چنان روییدنی از گام هایت پیداست که...شاعر که باشی
شاعر که باشی سارتر می گفت: هر چقدر که بدانی بیشتر زجر می کشی( به ویژه که بدانی و نتوانی حال آنکه دانستن هم خود اراده ای می خواهد ) .خب...برچسب ها
- وحشی بافقی (13)
- اشعار شهریار (10)
- شهریار (52)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر شهریار (11)
- شعر سعدی (16)
- عبید زاکانی (8)
- مولانا (23)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- اشعار سعدی (20)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.