تاریخ ارسال : ۲۶ دی ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت – اقبال لاهوری
رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت
سخن از تاب و تب شعله به خس نتوان گفت
تو مرا ذوق بیان دادی و گفتی که بگوی
هست در سینه من آنچه به کس نتوان گفت
از نهانخانه دل خوش غزلی می خیزد
سر شاخی همه گویم به قفس نتوان گفت
شوق اگر زنده ی جاوید نباشد عجب است
که حدیث تو در این یک دو نفس نتوان گفت

بازدید: 3740 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر شهریار (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار شهریار (10)
- شهریار (52)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.