تاریخ ارسال : ۱۱ اسفند ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
گل ناز پرپر من ، آخرین همسفر من – اردلان سرفراز
گل ناز پرپر من ، آخرین همسفر من
جای لب های قشنگت ، مونده روی دفتر من
ای که شعر تلخ اشکات ، قصه ی غربت من بود
عینهو نفس کشیدن ، دیدنت عادت من بود
تو یه حرف تازه بودی واسه من ، قصه ی دو نیمه و یکی شدن
تو به عشق یه معنی تازه دادی ، طپش یه قلب و گرمای دو تن
میون دفتر شعرام ، به تن سفید هر برگ
با همون خط قشنگت ، تو نوشتی “یا تو یا مرگ”
ای رفیق نیمه راهم ، می دونم که تو نمردی
ولی وقتی رفتی انگار ، پیش چشمام جون سپردی
گل ناز پرپرم ، ای همدرد . . . . به نبودنت باید عادت کرد !
از : اردلان سرفراز
بازدید: 1374 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- شعر (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سعدی (20)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- شهریار (52)
- سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
دیدگاهها بسته شدهاند.