تاریخ ارسال : ۲۹ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
ای شاخ گل که در پی گلچین دوانی ام – شهریار
ای شاخ گل که در پی گلچین دوانی ام
این نیست مزد رنج من و باغبانی ام
پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه مینشانی ام
دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای توگم شد جوانی ام
گرنیستم خزانه خزف هم نیم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانی ام
تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بیهمزبانی ام
با صد هزار زخم زبان زندهام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانی ام
یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانی ام
بازدید: 2497 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خدای ابراهیم
خدای ابراهیم عصر یک روز تابستانی، هنگامی که هنوز بستنیها از درخشش خورشید آب میشدند و سایهها قد کشیده بودند، خلیل به هوای خنک شیرینی فروشی سر کوچه پناه آورد. هنوز...زخمِ انتظار
دوباره حاکمِ تزویر بر قلم جاریست دروغ، نسخهی درمانِ دردِ آدم شد به نامِ عدل، فقیران اسیرِ زر ماندند و خنده بر لبِ دزدانِ حق فراهم شد مُریدِ مذهبِ تزویر خطبه...مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
- مولانا (23)
- شعر سعدی (16)
- اشعار شهریار (10)
- بیدل دهلوی (11)
- عشق (13)
- شعر (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر شهریار (11)
- صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.