به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸

ای شاخ گل که در پی گلچین دوانی ام - شهریار

شعر و ادب

ای شاخ گل که در پی گلچین دوانی ام
این نیست مزد رنج من و باغبانی ام

پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه می‌نشانی ام

دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای توگم شد جوانی ام

گرنیستم خزانه‌ خزف هم نیم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانی ام

تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بی‌همزبانی ام

با صد هزار زخم زبان زنده‌ام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانی ام

یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانی ام

ای گل بیا و از چمن طبع شهریار
بشنو ترانه‌ی غزل جاودانی ام .

ارسال دیدگاه




پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک