تاریخ ارسال : ۲۹ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
ای شاخ گل که در پی گلچین دوانی ام – شهریار
ای شاخ گل که در پی گلچین دوانی ام
این نیست مزد رنج من و باغبانی ام
پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه مینشانی ام
دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای توگم شد جوانی ام
گرنیستم خزانه خزف هم نیم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانی ام
تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بیهمزبانی ام
با صد هزار زخم زبان زندهام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانی ام
یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانی ام
بازدید: 2479 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- شعر (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سعدی (20)
- بیدل دهلوی (11)
- سعدی (25)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.