تاریخ ارسال : ۱۶ مهر ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
چون کمر بستند زالو ها به ویرانیِِ ده
چون کمر بستند زالو ها به ویرانی ده
پیر آبادی نخوابید از پریشانی ده
عدّه ای با پول بیت المال سگ دو می زنند
تا سر و سامان بیابد نابسامانی ده
بوی گند فاضلاب از بس تهوّع آور است
کس نمی خواهد رود دیگر به مهمانی ده
سیل با خود می برد خواهی نخواهی گلّه را
در هوای سرد و بارانی و طوفانی ده
سارقان از بس فراونند و ما غافل از آن
نیست حتّی یکنفر فکر نگهبانی ده
“یاد ایّامی که در گلشن فغانی داشتیم”*
با معلّمها و یاران دبستانی ده
هیچ آثاری دگر برجا نخواهد ماند از
خانه های خشتی و دیوار سیمانی ده
کدخدا شب فکر باج از مردم آبادی است
صبح رسوا سفارش بک لینک می شود مسئول ویرانی ده
* رهی معیری
#مهدی_سیدحسینی
@sheroshirini055
۱۵ / ۷ / ۱۴۰۴
بازدید: 381 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار شهریار (10)
- شعر شهریار (11)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سعدی (16)
- شعر (10)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.