تاریخ ارسال : ۱۷ مهر ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
غایت حسن
غایت حسن
می خواهم از آن دلبر محبوب بگیرم…
دستی که دهد یک حسِ مرغوب بگیرم
ای کاش برایم بنویسی چه بگیرم!…
یک بار هم از دست تو مکتوب بگیرم!؟
ای یاد تو آشفتگی حال خرابم
تا چند درین سینه ام آشوب بگیرم؟
من نیستم از نسل رسولان، چه توقّع؟
تا کی به بغل صبرِ تو ایوب بگیرم
چون مهر پسر در دل آن رستم پیروز
در برد خودم هم سر مغلوب بگیرم ؟!
وقتی که دو دستت به من دلشده خرید بک لینک شد باز
گفتم که سراغ از لب مصلوب بگیرم
ای غایت هر دلکشی و حسن و لطافت
بگذار که دستان تو را خوب بگیرم
#نسرین_حسینی
بازدید: 308 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- سعدی (25)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- وحشی بافقی (13)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
دیدگاهها بسته شدهاند.