تاریخ ارسال : ۱۷ مهر ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
غایت حسن
غایت حسن
می خواهم از آن دلبر محبوب بگیرم…
دستی که دهد یک حسِ مرغوب بگیرم
ای کاش برایم بنویسی چه بگیرم!…
یک بار هم از دست تو مکتوب بگیرم!؟
ای یاد تو آشفتگی حال خرابم
تا چند درین سینه ام آشوب بگیرم؟
من نیستم از نسل رسولان، چه توقّع؟
تا کی به بغل صبرِ تو ایوب بگیرم
چون مهر پسر در دل آن رستم پیروز
در برد خودم هم سر مغلوب بگیرم ؟!
وقتی که دو دستت به من دلشده خرید بک لینک شد باز
گفتم که سراغ از لب مصلوب بگیرم
ای غایت هر دلکشی و حسن و لطافت
بگذار که دستان تو را خوب بگیرم
#نسرین_حسینی
بازدید: 396 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- اشعار (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- عشق (13)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.