تاریخ ارسال : ۲۴ مهر ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
بُتپرست
با تو دلم چه بیخبر از هر چه هست بود
از بس که مستِ بادهیِ جامِ الست بود
دل اعتنا به خرید بک لینک دائمی ماهِ فروزان نداشت هیچ
پیشِ فروغِ رویِ تو، مَه بس که پست بود
بویِ تو را خمار نه کم بود جان و دل
چشمت به فتحِ قلعهیِ دل چیره دست بود
روحم خمارِ دلکَشیِ عِطرِ جانفزات
جانم اسیر عشق تو بی بند و بست بود
در قبض و بسط، قلبِ من از فرطِ صَحو و سُکر
مانند آن که از خود و عالَم گسست، بود
هر آن که را که دل به تو میبست، مثل من
همدم نه جز غمی که به دل مینشست بود؟
بت گشتیام، خودت که بگویند بعدِ من
این کفرپیشه تا به ابد بت پرست بود
عزمِ تو جزم، گفته شود بعدِ مرگ من
این خود همان که جز به تو دل مینبست بود؟
غیر از تویی که صیدِ تو گردیده بود دل
کس را مگر به روی زمین نازِ شست بود؟
پابستِ عشقِ رویِ تو بودم ولی دریغ
فرجامِ عشقِ من به تو جانا شکست بود
بازدید: 244 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شهریار (52)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.