تاریخ ارسال : ۲۶ مهر ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
گنجشک
حالا هی به من نوک نزن
تو هم مثل همه ی گنجشکها
روزی سر از صدای فرهاد در می آوری
و آن وقت به ساطوری که هیچ سطری نمی داند
می گویی :
پس این سلاخ دیوانه
چرا سرودی نمی سازد ؟
البته به تو حق می دهم
رزها رازشان را به باد گفتند
موج ها دردشان را به رود
و برگهای بیدار به خواب زمین پیوستند !
به تو حق می دهم
گنجشکی که بالش را
به بهانه ای شکسته
و پایش را به پنداری بسته اند
گنجشکی که در سرش هزار عقاب لانه کرده
و در دلش هرشب
ققنوسی خودسوزی می کند
گنجشکی که حتا از خرده های نان هم
نارو دیده است
دیگر جیک نمی زند :
عربده می خرید بک لینک دائمی کشد ….
بازدید: 326 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من...آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار سعدی (20)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار شهریار (10)
- عشق (13)
- شهریار (52)
- اشعار (7)
- شعر (10)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.