تاریخ ارسال : ۲۶ مهر ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
گنجشک
حالا هی به من نوک نزن
تو هم مثل همه ی گنجشکها
روزی سر از صدای فرهاد در می آوری
و آن وقت به ساطوری که هیچ سطری نمی داند
می گویی :
پس این سلاخ دیوانه
چرا سرودی نمی سازد ؟
البته به تو حق می دهم
رزها رازشان را به باد گفتند
موج ها دردشان را به رود
و برگهای بیدار به خواب زمین پیوستند !
به تو حق می دهم
گنجشکی که بالش را
به بهانه ای شکسته
و پایش را به پنداری بسته اند
گنجشکی که در سرش هزار عقاب لانه کرده
و در دلش هرشب
ققنوسی خودسوزی می کند
گنجشکی که حتا از خرده های نان هم
نارو دیده است
دیگر جیک نمی زند :
عربده می خرید بک لینک دائمی کشد ….
بازدید: 264 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- سعدی (25)
- شعر وحشی بافقی (8)
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- عشق (13)
- شهریار (52)
- عبید زاکانی (8)
- وحشی بافقی (13)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.