ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم – شهریار
ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم
خانه گوئی به سرم ریخت چو این قصه شنودم
آنکه میخواست برویم در دولت بگشاید
با که گویم که در خانه به رویش نگشودم
آمد آن دولت بیدار و مرا بخت فروخفت
من که یک عمر شب از دست خیالش نغنودم
آنکه میخواست غبار غمم از دل بزداید
آوخ آوخ که غبار رهش از پا نزدودم
یار سود از شرفم سر به ثریا و دریغا
که به پایش سر تعظیم به شکرانه نسودم
ای نسیم سحر آن شمع شبستان طرب را
گو به سر میرود از آتش هجران تو دودم
جان فروشی مرا بین که به هیچش نخرد کس
این شد ای مایهی امید ز سودای تو سودم
به غزل رام توان کرد غزالان رمیده
شهریارا غزلی هم به سزایش نسرودم .

مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- وحشی بافقی (13)
- شعر شهریار (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
سفارش بکلینک با انکر تکستهای هوشمندانه بک لینک فالو و نوفالو برای دستیابی به بهترین نتایج کلمهکلیدی
ایجاد برند شخصی قدرتمند در فضای آنلاین خدمات سئو محتوا تا شهرت آنلاین شما گسترش بیشتری پیدا کند
دیدگاهها بسته شدهاند.