تاریخ ارسال : ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست – شهریار
کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست
با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست
کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر
این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست
ماه من نیست در این قافله راهش ندهید
کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست
ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است
مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست
تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است
خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز
باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست
بازدید: 1722 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سعدی (25)
- اشعار (7)
- شهریار (52)
- شعر شهریار (11)
- شعر سعدی (16)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- سیمین بهبهانی (7)

دیدگاهها بسته شدهاند.