تاریخ ارسال : ۵ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
امشب به قصه ی دل من گوش میکنی – هوشنگ ابتهاج
امشب به قصه ی دل من گوش میکنی
فردا مرا چو قصه فراموش میکنی
دستم نمیرسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش میکنی؟
در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
هشیار و مست را همه مدهوش میکنی
گر گوش میکنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که تو در گوش میکنی
جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
حرمت نگاهدار اگر نوش میکنی
سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع
زین داستان که با لب خاموش میکنی
هوشنگ ابتهاج
بازدید: 3559 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- عشق (13)
- سعدی (25)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- شعر (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.