تاریخ ارسال : ۲۴ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
سنین عمر به هفتاد میرسد ما را – شهریار
سنین عمر به هفتاد میرسد ما را
خدای من که به فریاد میرسد ما را
گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودند
دگر چه فایده از یاد میرسد ما را
حدیث قصه سهراب و نوشداروی او
فسانه نیست کز اجداد میرسد ما را
اگر که دجله پر از قایق نجات شود
پس از خرابی بغداد میرسد ما را
به چاه گور دگر منعکس شود فریاد
چه جای داد که بیداد میرسد ما را
تو شهریار علی گو که در کشاکش حشر
علی و آل به امداد میرسد ما را

بازدید: 1651 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار (7)
- مولانا (23)
- شعر شهریار (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- شهریار (52)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.