تاریخ ارسال : ۷ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده – وحشی بافقی
به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده
به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد
بکش و بسوز و بگذر منگر به اینکه عاشق
بجز اینکه مهر ورزد گنهی دگر ندارد
می وصل نیست وحشی به خمار هجر خو کن
که شراب ناامیدی غم دردسر ندارد
بازدید: 1655 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شهریار (52)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر (10)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- اشعار (7)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- شعر شهریار (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سعدی (20)
- سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.