تاریخ ارسال : ۲۰ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
تا کی در انتظار گذاری به زاریم – شهریار
تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
.
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
.
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
.
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
.
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
.
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
استاد محمد حسین شهریار

بازدید: 1872 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
قایقی روشن
در ذهن، نبردی عظیم از احساسات جریان دارد،در دنیایی نامحدود و در عین حال محدود.من که بسترگاهم جادههای شفق بود،چون قایقی نورانی، سرمست و پاک،به دوردستهای خیال میبرد،به دریایی از تصور...بند ناف دنیا
دنیا چقدر سخت و نفسگیره یه تورنُمنت که آخرش مرگه در دادگاهِ مبهمِ تقدیر پاییزِ عمرم ریزشِ برگه درگیرِ بندِ نافِ دنیاییم با پیچ و تابش تار میبافه هر حلقه از...رباعیات دلنشین
رباعی 🌻 ای عشق، مرا دوباره عاشق بنویس!با آینه ی درد، موافق بنویس ای عشق، برای من، اگر فرصت شداز داغ نگفته ی شقایق بنویس! ای مثلِ یک آهِ خسته؛ در...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شهریار (52)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- وحشی بافقی (13)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- مولانا (23)
- شعر سعدی (16)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- شعر (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر شهریار (11)
- اشعار شهریار (10)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.