تاریخ ارسال : ۲۰ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
تا کی در انتظار گذاری به زاریم – شهریار
تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
.
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
.
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
.
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
.
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
.
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
استاد محمد حسین شهریار

بازدید: 1741 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- شعر (10)
- شهریار (52)
- عبید زاکانی (8)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- شعر شهریار (11)
دیدگاهها بسته شدهاند.