تاریخ ارسال : ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی – سعدی
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
الا بر آن که دارد با دلبری وصالی
دانی کدام دولت در وصف مینیاید
چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی
خرم تنی که محبوب از در فرازش آید
چون رزق نیکبختان بی محنت سؤالی
همچون دو مغز بادام اندر یکی خزینه
با هم گرفته انسی وز دیگران ملالی
دانی کدام جاهل بر حال ما بخندد
کو را نبوده باشد در عمر خویش حالی
بعد از حبیب بر من نگذشت جز خیالش
وز پیکر ضعیفم نگذاشت جز خیالی
اول که گوی بردی من بودمی به دانش
گر سودمند بودی بی دولت احتیالی
سال وصال با او یک روز بود گویی
و اکنون در انتظارش روزی به قدر سالی
ایام را به ماهی یک شب هلال باشد
وان ماه دلستان را هر ابرویی هلالی
صوفی نظر نبازد جز با چنین حریفی
سعدی غزل نگوید جز بر چنین غزالی
سعدی

بازدید: 2403 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مهمانی نور
مهمانی نور بنام خدا لایسنس نود ۳۲ پنجره اتاقم را باز کردم، نگاهی به آسمان انداختم، آرامش عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. عمیق تر نگریستم دنیایی از زیبائی را در...دختران ایران!
دختران ایران! به نام خداوندگار گام هایت را آهسته بردار بانوی اصیل. چنان میدرخشی در میان دشت ها، لاله ها واژگونند از آن تو. چنان روییدنی از گام هایت پیداست که...شاعر که باشی
شاعر که باشی سارتر می گفت: هر چقدر که بدانی بیشتر زجر می کشی( به ویژه که بدانی و نتوانی حال آنکه دانستن هم خود اراده ای می خواهد ) .خب...برچسب ها
- سعدی (25)
- شعر (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عشق (13)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.