تاریخ ارسال : ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی – سعدی
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
الا بر آن که دارد با دلبری وصالی
دانی کدام دولت در وصف مینیاید
چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی
خرم تنی که محبوب از در فرازش آید
چون رزق نیکبختان بی محنت سؤالی
همچون دو مغز بادام اندر یکی خزینه
با هم گرفته انسی وز دیگران ملالی
دانی کدام جاهل بر حال ما بخندد
کو را نبوده باشد در عمر خویش حالی
بعد از حبیب بر من نگذشت جز خیالش
وز پیکر ضعیفم نگذاشت جز خیالی
اول که گوی بردی من بودمی به دانش
گر سودمند بودی بی دولت احتیالی
سال وصال با او یک روز بود گویی
و اکنون در انتظارش روزی به قدر سالی
ایام را به ماهی یک شب هلال باشد
وان ماه دلستان را هر ابرویی هلالی
صوفی نظر نبازد جز با چنین حریفی
سعدی غزل نگوید جز بر چنین غزالی
سعدی

بازدید: 2468 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- شعر شهریار (11)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- عشق (13)
- شعر (10)
- مولانا (23)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار وحشی بافقی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.