تاریخ ارسال : ۷ آبان ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
بگذر ز علم رسمی، که تمام قیل و قال است – شیخ بهایی
بگذر ز علم رسمی، که تمام قیل و قال است
من و درس عشق ای دل! که تمام وجد و حال است
ز مراحم الهی، نتوان برید امید
مشنو حدیث زاهد، که شنیدنش وبال است
طمع وصال گفتی که به کیش ما حرام است
تو بگو که خون عاشق، به کدام دین حلال است؟
به جواب دردمندان، بگشا لب ای شکرخا!
به کرشمه کن حواله، که جواب صد سوال است
غم هجر را بهائی، به تو ای بت ستمگر
به زبان حال گوید که زبان قال لال است
شیخ بهایی
بازدید: 1954 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شهریار (52)
- شعر شهریار (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.