تاریخ ارسال : ۲۱ تیر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
به روز مــرگ چــو تــابـوت مــن روان باشـد – مولانا
به روز مــرگ چــو تــابـوت مــن روان باشـد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
برای من مـگـری و مـگـو دریـــــغ دریــــــغ
بدوغ دیو در افتـــی دریــــــغ آن باشد
جنازه ام چو بـبـیـنـــــی مگو فــراق فــراق
مرا وصـــــال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گـــور ســــــپاری مـگــو وداع وداع
که گور پرده ی جمعیــــت جنان باشد
کدام دانه فرو رفـــــــت در زمین که نرســت
چرا به دانه ی انسانیت این گمان باشد
دهان چو بستی ازین سوی . آن طرف بگشای
که های هوی تو در جو لامکان باشد
مولانا
بازدید: 1806 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
گهواره پر تلاطم
این جهان برایم گهوارهای پر تلاطم بود تجربیات تلخ و شیرین داشتم، اما همه چون رؤیا گذشت به خاطر دارم شهری را که در خواب دیدم، با مردمان بیشمار ولی خرید...مجموعهای از اشعار کوتاه
سلام و وقت بخیر در ادامه، چند شعر کوتاه از زانا کوردستانی را میخوانیم: (۱)کلاغها به مزرعه بازگشتنددر غروبی تیره و تار،بر سر و شانههای مترسک نشستهاندبیاعتنا به فریاد اعتراضآمیز کشاورز.آنها...ماجرای حسین
عرش الهی در غم حسین (ع) ماتمزده است و زمین در عزای او اشک میریزد. قلب زمین از ندای «هل من ناصر ینصرنی» او شکست و آسمان وفایی بهتر از وفای...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- شعر (10)
- شهریار (52)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عبید زاکانی (8)
- سعدی (25)
- مولانا (23)
دیدگاهها بسته شدهاند.