تاریخ ارسال : ۳۰ آذر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
طریق عقل بود ترک عاشقی دانم – رهی معیری
طریق عقل بود ترک عاشقی دانم
ولی ز دست من این کار برنمی آید
بسر رسید مرا دور زندگانی و باز
بلای محنت هجران بسر نمی آید
منال بلبل مسکین به دام غم زین بیش
که ناله در دل گل کارگر نمی آید
ز باده فصل گلم توبه میدهد زاهد
ولی ز دست من این کار برنمی آید
دو روز نوبت صحبت عزیز دار رهی
که هر که رفت از این ره دگر نمی آید
از : رهی معیری
بازدید: 1573 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
جایزه ملی غزل مدرن علی کریمی کلایه؛ برگزیدگان نخستین جشنواره مستقل شعر کرج معرفی شدند
یکی از خبرهای ادبی این هفته که در میان شاعران و دوستداران غزل بازتاب زیادی داشت، برگزاری آیین اختتامیه نخستین دوره جشنواره مستقل شعر کرج بود؛ جشنوارهای که با عنوان جایزه...خوابِ بیهوشی
همان ایستگاه خلوت بود که به من گفتی: «آقا، ساعت چند است؟» و من دستپاچه جیبهایم را گشتم. ….. دو قطار از راه رسیدند؛ یکی سوی طلوع میرفت و تو را...امیرالمومنین (ع)؛ مراد عاشقان
من رهگذری سرگردان در کوی شما هستم، ای مقصد و مراد دلدادگان، جانم فدای شما باد. ذرهای ناچیزم که شیفته خورشید وجود شما شدهام؛ دلم به آفتاب درخشان شما پناه آورده...دختری از جنس پاییز و باران
من از جنس سکوتی عمیق هستم، آنگاه که کلمات در قلبم جوانه میزنند. عاشق پنجرهام، همان پنجرهای که صبح را به خانه خسته روحم فرا میخواند. با یک فنجان خیال، قدمزنان...نه، اینگونه آبرومندانه نیست!
چشمانت بیپروا دل را ویران میسازد،پس با لبخندت در این خرابه آتش مزن، نه! دست در دست غزلها، با خاطرات میروی،همگام با بیوفایی، اما نه آبرومندانه! هر کاری میخواهی بکن، جز...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر (10)
- بیدل دهلوی (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- اشعار شهریار (10)
- عشق (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عبید زاکانی (8)
- سعدی (25)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.