تاریخ ارسال : ۲۹ آذر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
آن قصر که جمشید در او جام گرفت – خیام نیشابوری
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
خیام نیشابوری
…………………..
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست
خیام نیشابوری
…………………
اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است
میخور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است
خیام نیشابوری
…………………….
امروز ترا دسترس فردا نیست
و اندیشه فردات به جز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
خیام نیشابوری
بازدید: 3730 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- شعر شهریار (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار شهریار (10)
- عشق (13)
- شعر سعدی (16)
- عبید زاکانی (8)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سعدی (20)
- سعدی (25)
- شعر وحشی بافقی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.