به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷

You searched for عشق - شعر و ادب

شعر و ادب

۲۶بهمن

4

0

عشق گو بی عزتم کن عشق و خواری گفته اند – وحشی بافقی

عشق گو بی عزتم کن عشق و خواری گفته اند عاشقی را مایه ی بی اعتباری گفته اند کوه محنت بر دلم نه منتت بر جان من عاشقی را رکن اعظم بردباری گفته اند زیستن فرع است “وحشی” اصل پاس دوستی است جان و سر سهل است اول حفظ یاری گفته اند وحشی بافقی

۱۶بهمن

13

0

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم – شهریار

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست […]

۵بهمن

16

0

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری – شهریار

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب دل دهد تاوان اگر تن ناتوان است ای پری پیل مــاه و سال را پهلو نمی کردم تهی با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری هر کتاب تازه ای کز ناز داری خود بخوان من حریفی کهنه ام درسم روان است […]

۲۶دی

29

0

رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت – اقبال لاهوری

رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت سخن از تاب و تب شعله به خس نتوان گفت تو مرا ذوق بیان دادی و گفتی که بگوی هست در سینه من آنچه به کس نتوان گفت از نهانخانه دل خوش غزلی می خیزد سر شاخی همه گویم به قفس نتوان گفت شوق اگر زنده ی جاوید نباشد عجب است که حدیث تو در این یک دو نفس نتوان گفت

۲۹بهمن

1

0

بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم – سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی : بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم کامم اکنون که برآمد بنشین تا بنشینم پاک و رسوا همه را عشق به یک شعله بسوزد تو که پاکی بِنِشین تا منِ رسوا بنشینم بی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوری با تو امشب نتوانم که شکیبا بنشینم شمع را شاهد احوال من و خویش مگردان خلوتی خواسته ام با تو که تنها بنشینم من و […]

۲۸بهمن

1

0

ماهم که هاله یی به رخ از دود آهش است – شهریار

ماهم که هاله یی به رخ از دود آهش است دایم گرفته چون دل من روی ماهش است   دیگر نگاه ، وصف بهاری نمی کند شرح خزانِ دل به زبان نگاهش است   راه نگاه بست به چشم سیه که دید موی دماغ ها همه جا خار راهش است   دیدم نهان فرشته ی شرم و عفاف او آورده سر به گوش من و عذر خواهش است   روز […]

۲۶بهمن

4

0

شب چون به چشم اهل جهان خواب می دود – سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی : شب چون به چشم اهل جهان خواب می دود میل تو گرم، در دل بی تاب می دود در پرده ی نهان ِ دلم جای می کنی گویی به چشم خسته تنی خواب می دود می بوسمت به شوق و برون می شوم ز خویش چون شبنمی که بر گل شاداب می دود می لغزد آن نگاه شتابان به چهره ام چون بوسه ی نسیم که بر […]

۱۹بهمن

12

0

امشب از دولت می دفع ملالی کردیم – شهریار

امشب از دولت می دفع ملالی کردیم این هم از عُمر شبی بود که حالی کردیم ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب کز گرفتاری ایام مجالی کردیم تیر از غمزة ساقی، سپر از جام شراب با کماندار فلک جنگ و جدالی کردیم غم به روئین تنی جام می انداخت سپر غم مگو عربده با رستم زالی کردیم باری از تلخی ایام به شور و مستی شکوه با شاهد […]

۸بهمن

17

0

باز باران بی ترانه – کارو دردریان

باز باران بی ترانه باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه می‌خورد بر مرد تنها می‌چکد بر فرش خانه باز می‌آید صدای چک چک غم باز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی‌دانم، نمی‌فهمم کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟ نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد کجای ذلتش زیباست؟ نمی‌فهمم کجای اشک یک بابا که سقفی از گل و آهن به زور […]

۸بهمن

17

0

لیلی و مجنون – نظامی گنجوی

زنان اساطیری_لیلی ليلي دختر كي سبزه روي با چشماني آهوئي وزلفاني چون شَبق است. پدرش اورا در دوران كودكي به مكتب   مي برد تا خواندن بياموزد . در مكتب خانه های قدیم، تفکیک جنسیتی صورت نمی گرفته و دختركان وپسران نابالغ هنگام آموختن درس در يك مكان مي نشسته اند:                      هر كودكي از اميد و از بيم              مشغول شده به درس و تعليم                        با آن پسران خـرد […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
آخرین جستجوها
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک