خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست – عبید زاکانی
خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست غمش ز رندی و میلش به پارسائی نیست دل رمیدهی شوریدگان رسوائی شکستهایست که در بند مومیائی نیست ز فکر دنیی و عقبی فراغتی...نداد عشق گریبان به دست کس ما را – صائب تبریزی
نداد عشق گریبان به دست کس ما را گرفت این می پرزور، چون عسس ما را به گرد خاطر ما آرزو نمیگردید لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما...تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود – سعدی
تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود گمان مبر که برآید ز خام هرگز دود چو هر چه میرسد از دست اوست فرقی نیست میان شربت نوشین و تیغ زهرآلود...دلی کز عشق گردد گرم آزردن نمیداند – وحشی بافقی
دلی کز عشق گردد گرم آزردن نمیداند چراغی را که این آتش بود مردن نمیداند دلی دارم که هرچندش بیازاری نیازارد نه دل سنگست پنداری که آزردن نمیداند بخند ای گل...عشق گو بی عزتم کن عشق و خواری گفته اند – وحشی بافقی
عشق گو بی عزتم کن عشق و خواری گفته اند عاشقی را مایه ی بی اعتباری گفته اند کوه محنت بر دلم نه منتت بر جان من عاشقی را رکن اعظم...در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم – شهریار
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم با عقل آب عشق به یک جو نمیرود بیچاره من که ساخته از آب و...پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری – شهریار
پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب دل دهد تاوان اگر...رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت – اقبال لاهوری
رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت سخن از تاب و تب شعله به خس نتوان گفت تو مرا ذوق بیان دادی و گفتی که بگوی هست در سینه من...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برچسب ها
- صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- سعدی (25)