تاریخ ارسال : ۱۹ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
شباب عمر عجب با شتاب می گذرد – شهریار
شباب عمر عجب با شتاب می گذرد
بدین شتاب خدایا شباب می گذرد
شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی
شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد
به چشم خود گذر عمر خویش می بینم
نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد
به روی ماه نیاری حدیث زلف سیاه
که ابر از جلو آفتاب می گذرد
خراب گردش آن چشم جاودان مستم
که دور جام جهان خراب می گذرد
به آب و تاب جوانی چگونه غره شدی
که خود جوانی و این آب و تاب می گذرد
به زیر سنگ لحد استخوان پیکر ما
چو گندمی است که از آسیاب می گذرد
بازدید: 1843 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
زخمِ انتظار
دوباره حاکمِ تزویر بر قلم جاریست دروغ، نسخهی درمانِ دردِ آدم شد به نامِ عدل، فقیران اسیرِ زر ماندند و خنده بر لبِ دزدانِ حق فراهم شد مُریدِ مذهبِ تزویر خطبه...مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سعدی (25)
- مولانا (23)
- عشق (13)
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- اشعار سعدی (20)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)

دیدگاهها بسته شدهاند.